دریای تنها
وسعت بیکران عشقت در دلم میماند...
کوچه های دل من، باز خلوت شده است قبل از اینكه برسم، دوستی را بردند یك نفر گفت به من باز دیر آمده ای، دوست قسمت شده است. با توام،با تو، خدا یك دل قلابی، یك دل خیلی بد، چقدر می ارزد؟ من كه هرجا رفتم،جار زدم: شده این قلب حراج، بدوید یك دل مجانی، قیمتش یك لبخند به همین ارزانی. هیچوقت اما، هیچكس قلب مرا قرض نكرد هیچ كس دل نخرید. با توام، با تو، خدا پس بیا این دل من مال خودت من كه دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت.... خیلی منتظرت موندم اما نیومدی هنوزم توو سرم دنبال چرا میگردم.. خدایش چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه خسته شدم رفتم حلالم کنید... دریای همیشه تنها دلم براي کسي تنگ است منو حالا نوازش کن که اين فرصت نره از دست شايد اين اخرين باره که اين احساسه زيبا هست منو حالا نوازش کن همين حالا که تب کردم اگه لمسم کني شايد به دنياي تو برگردم هنوزم ميشه عاشق بود تو باشي کاره سختي نيست بدون مزر با من باش اگرچه ديگه وقتي نيست نبينم اين دمه رفتن تو چشمات غصه ميشينه همه اشکاتو ميبوسم ميدونم قسمتم اينه... منو حالا نوازش کن ما می زدگان با سر زلف عهد ببستیم هرگز نرود از سر ما خاطر دلدار زیرا که فقط آن بت عیار پرستیم. .. کوچه های دل من، باز خلوت شده است قبل از اینكه برسم، دوستی را بردند یك نفر گفت به من باز دیر آمده ای، دوست قسمت شده است. با توام،با تو، خدا یك دل قلابی، یك دل خیلی بد، چقدر می ارزد؟ من كه هرجا رفتم،جار زدم: شده این قلب حراج، بدوید یك دل مجانی، قیمتش یك لبخند به همین ارزانی. هیچوقت اما، هیچكس قلب مرا قرض نكرد هیچ كس دل نخرید. با توام، با تو، خدا پس بیا این دل من مال خودت من كه دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت... وقتی با تو آشنا شدم؛درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را ندیدم. معجون زیبایت آنقدر شیرین بود که هر چه نوشیدم نتوانستم تمامش کنم. و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم دریای تا ابد تنها نمی تونم زنده باشم و تو.... یا میرم پیش خدا یا از این دیار می رم... اما امیدوارم روز محشر ببینمت و توو چشمات ذول بزنم و بگم:چرا؟ خدا نگهدار حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه... دل کندن خیلی سخت بود... دوستش دارم...
وسعت تنهاييم را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آنكه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانييم راحس نكرد...
بین ماهرپنجره دیوارشد
دردمادربودن ماریشه داشت
رفتن ومردن علاج کارشد
آشنایی های خوش آغازما
ابتدا نفرت سپس انکارشد
آنکه اول نوشدارو می نمود
برلب مازهرنیش مارشد
عیب ازما بودازیاران نبود
تاکه یاری یارشد بیزارشد
نمی خواستم دل و بیچاره کنم
نمی خواستم تو رو آواره کنم
ولی مجبور شدم این کارو کنم
نمی خواستم تو بیافتی از چشام
نمی خواستم تو بازم بمونی به پام
نمی خواستم ببینم اشک تو رو
عزیزم گریه دیگه بسه برو
نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم
نمی خواستم تو بمیری تا بمیرم
نمی خواستم نمی خواستم
میدونستم تو بری تنها میمرم
نمی خوام بیشتر از این شکسته شی
نمی خوام باهام بیای که خسته شی
نمی خوام که بگذرم به سادگی عزیزم برو برس به زندگیت...
که چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي دريا مي دوخت
و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند
دلم براي کسي تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم براي کسي تنگ است
کسي که بي من ماند
کسي که با من نيست
دلم براي کسي تنگ است
که بيايد
و به هر رفتني پايان دهد...
دلم براي کسي تنگ است
که آمد
رفت
.....و پايان داد
کسي....
کسي که من هميشه دلم برايش تنگ مي شود
كسي كه دوستش دارم...
جرا تنهام گذاشتی توو این جنگل...چرا ؟
و خدارو داور حرفات می کنم
به امید اون روز
وعده دیدار ما...
سر پل صراط...
که وقـت رفتنــــــ ـم بود
رفتن واسـه همیشـ ــه
دل کندن خیلی سخت بود...
اگر مرگ بودم هرگز به سراغت نمی آمدم
اگر اشك بودم از چشمانت جاری می شدم تا غم ها از چشمانت محو گردد
اگر باران بودم غبار غم ها را از رویت بر می داشتم
اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
اگر گل بودم شاخه ای از خود را تقديم وجود عزيزت می كردم...
| Design By : Night Skin |


