تبليغاتX
دریای تنها


دریای تنها

وسعت بیکران عشقت در دلم میماند...

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
وسعت تنهاييم را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آنكه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانييم راحس نكرد...

 

 

 

کوچه های دل من، باز خلوت شده است قبل از اینكه برسم، دوستی را بردند یك نفر گفت به من باز دیر آمده ای، دوست قسمت شده است. با توام،با تو، خدا یك دل قلابی، یك دل خیلی بد، چقدر می ارزد؟ من كه هرجا رفتم،جار زدم: شده این قلب حراج، بدوید یك دل مجانی، قیمتش یك لبخند به همین ارزانی. هیچوقت اما، هیچكس قلب مرا قرض نكرد هیچ كس دل نخرید. با توام، با تو، خدا پس بیا این دل من مال خودت من كه دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت....

خیلی منتظرت موندم اما نیومدی هنوزم توو سرم دنبال چرا میگردم..

خدایش چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه خسته شدم

رفتم حلالم کنید...

                                                          دریای همیشه تنها

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 14:30 توسط نونا| |

بی تودنیا برسرم آوارشد

بین ماهرپنجره دیوارشد

دردمادربودن ماریشه داشت

رفتن ومردن علاج کارشد

آشنایی های خوش آغازما

ابتدا نفرت سپس انکارشد

آنکه اول نوشدارو می نمود

برلب مازهرنیش مارشد

عیب ازما بودازیاران نبود

تاکه یاری یارشد بیزارشد

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:44 توسط نونا| |

نمی خواستم عکساتو پاره کنم

نمی خواستم دل و بیچاره کنم

نمی خواستم تو رو آواره کنم

ولی مجبور شدم این کارو کنم

نمی خواستم تو بیافتی از چشام

نمی خواستم تو بازم بمونی به پام

نمی خواستم ببینم اشک تو رو

عزیزم گریه دیگه بسه برو

نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم

نمی خواستم تو بمیری تا بمیرم

نمی خواستم نمی خواستم

میدونستم تو بری تنها میمرم

نمی خوام بیشتر از این شکسته شی

نمی خوام باهام بیای که خسته شی

نمی خوام که بگذرم به سادگی عزیزم برو برس به زندگیت...

                                                                                      

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 17:14 توسط نونا| |

 

دلم براي کسي تنگ است
که چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي دريا مي دوخت
و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند
دلم براي کسي تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم براي کسي تنگ است
کسي که بي من ماند
کسي که با من نيست
دلم براي کسي تنگ است
که بيايد
و به هر رفتني پايان دهد...
دلم براي کسي تنگ است
که آمد
رفت
.....و پايان داد
کسي....
کسي که من هميشه دلم برايش تنگ مي شود
كسي كه دوستش دارم...

 منو حالا نوازش کن

 که اين فرصت نره از دست شايد اين اخرين باره 

 که اين احساسه زيبا هست منو حالا نوازش کن

همين حالا که تب کردم اگه لمسم کني شايد 

 به دنياي تو برگردم هنوزم ميشه عاشق بود 

 تو باشي کاره سختي نيست بدون مزر با من باش 

 اگرچه ديگه وقتي نيست نبينم اين دمه رفتن

تو چشمات غصه ميشينه همه اشکاتو ميبوسم

ميدونم قسمتم اينه...

                                                  منو حالا نوازش کن

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:23 توسط نونا| |

عمری است که با باده و می واله و مستیم

ما می زدگان با سر زلف عهد ببستیم

 هرگز نرود از سر ما خاطر دلدار

زیرا که فقط آن بت عیار پرستیم. ..

کوچه های دل من، باز خلوت شده است قبل از اینكه برسم، دوستی را بردند یك نفر گفت به من باز دیر آمده ای، دوست قسمت شده است. با توام،با تو، خدا یك دل قلابی، یك دل خیلی بد، چقدر می ارزد؟ من كه هرجا رفتم،جار زدم: شده این قلب حراج، بدوید یك دل مجانی، قیمتش یك لبخند به همین ارزانی. هیچوقت اما، هیچكس قلب مرا قرض نكرد هیچ كس دل نخرید. با توام، با تو، خدا پس بیا این دل من مال خودت من كه دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت...

وقتی با تو آشنا شدم؛درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را ندیدم. معجون زیبایت آنقدر شیرین بود که هر چه نوشیدم نتوانستم تمامش کنم. و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم

                                           دریای تا ابد تنها

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:45 توسط نونا|

دیگه نمی تونم:

نمی تونم زنده باشم و تو....

یا میرم پیش خدا یا از این دیار می رم...

اما امیدوارم روز محشر ببینمت و توو چشمات ذول بزنم و بگم:چرا؟
جرا تنهام گذاشتی توو این جنگل...چرا ؟
و خدارو داور حرفات می کنم
به امید اون روز
وعده دیدار ما...
سر پل صراط...

خدا نگهدار

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 19:16 توسط نونا| |

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم                              با تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم                               

                                                              

                                                                             با تو میمونم واسه همیشه...  

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:48 توسط نونا| |

یه روز دلـــ ــم گرفتــش
که وقـت رفتنــــــ ـم بود

رفتن واسـه همیشـ ــه
دل کندن خیلی سخت بود...

دل کندن خیلی سخت بود...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 20:28 توسط نونا| |

اگر من زندگی بودم تا ابد برای تو می ماندم
اگر مرگ بودم هرگز به سراغت نمی آمدم
اگر اشك بودم از چشمانت جاری می شدم تا غم ها از چشمانت محو گردد
اگر باران بودم غبار غم ها را از رویت بر می داشتم
اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
اگر گل بودم شاخه ای از خود را تقديم وجود عزيزت می كردم...
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 20:51 توسط نونا| |

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای نیلوفر را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم. که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق و دلش به زلالییه باران است به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که گل همیشه بهارمن است. به او بگویید

 دوستش دارم...

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 19:28 توسط نونا| |


Design By : Night Skin

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس